أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

530

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

به سرپنجهء مردى و زوردست * ازو در سر و دست وحشى شكست 307 به سرپنجهء مردى و ضرب تير * دليران فتادند در دار و گير 197 به سرعت چو باد و به حدّت چو برق * به تن جوشن و خود زرّين به فرق 283 به سرعت روان چون قضا و قدر * اجل هر دو را سوى هم راهبر 341 به سر نيزهء جهد و تيغ جهاد * فشانيم نور غزا در بلاد 87 به سعى جميل شه بىعديل * سراسر چو مهمان‌سراى خليل 213 به سنگ آن بنا را فرو ريختند * خزف ريزه با خاك آميختند 239 بهشتى ز نعمت شد آراسته * در آن سربه‌سر آنچه دل خواسته 213 بهشتى طبقها چو مهر منير * نهاده پر از نعمت دلپذير 246 به شمشير خونريز و تيغ نبرد * جدا شد به يك حمله نامرد و مرد 275 به صيدافكنى طعمه خوردى دلير * سگ از سينه ببر و پهلوى شير 182 به صيد برّه در عزم تك و تاز * شكار گاو كوهى كرده آغاز 252 به ظاهر چو صوفىوشان زرد و فام * ز شيرنيش كار باطن تمام 213 به ظاهر صورتش از جنس آدم * به معنى خلقتش از روح اعظم 48 به عالم نمود از قيامت مثال * كه شد پشم منقوش جسم جبال 280 به عرض شه رسانيدم ز آغاز * به فرّ بندگى گشتم سرافراز 90 به عزّت چنان سرفرازش كند * كز اقبال و دولت طرازش كند 145 به عزّ سرمد و اقبال جاويد * جهان‌افروز ماهى رشك خورشيد 48 به عزمى كه هر سو نمايد گذار * تهى سازد از خصم شهر و ديار 279 به عكسش برآيد اگر آفتاب * شود پنجهء دولتش پنجه‌تاب 77 به فرض ار شود لعل و گوهر جبال * به سايل دهد دست او بىسؤال 328 به فرمان خاقان با داد و دين * تهى گشت و پر سطح زين و زمين 226 به فرمان‌روايى نهد تخت و گاه * به گردون كشد قبهء بارگاه 336 به فرمان شاهنشه ارجمند * فكندند بر گستوان بر سمند 149 به فرمان شاهنشه دين‌پناه * درآمد گروهى ز لشكر به راه 141